کد خبر 123080
۶ آبان ۱۳۹۴ - ۰۰:۰۰

گفت‌وگو با جانبازی که طعم شهادت را چشید چشیدن طعم شهادت با سرطان ریه و 9 عمل جراحی در 6 سال

گفت‌وگو با جانبازی که طعم شهادت را چشید 
چشیدن طعم شهادت با سرطان ریه و 9 عمل جراحی در 6 سال

جانباز 70 درصد مشهدی گفت: از سال 1371 تا 1376، 9 بار عمل‌های جرحی مختلف انجام داده ام که بعد از آخرین عمل جراحی‌ام سرطان ریه به سراغم آمد ولی با توکل به خدا و ائمه اطهار(ع) این بیماری سخت را نیز شکست دادم.

جانبازان یادگاران دوران ایثار و فداکاری و دوران جنگ تحمیلی هستند. در کشور ما که پایداری، آزادی و سربلندی خود را مدیون خون شهدا و اعضای قطع شده‌ی عزیزان جانباز می‌داند، معلولین بی‌شمار و جانبازان زیادی وجود دارند که باید دانست مشکلات عمده ی زندگی آن‌ها چیست و جامعه برای رفاه و آسایش این عزیزان چه کرده و چه می‌کند. هادی کول‌آبادی یکی از این جانبازان سرافراز هشت سال دفاع مقدس است که به گفته خود از سال 1371 تا 1376 بیش از 9 عمل جراحی را پشت سر گذاشته است. وی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حیات در مشهد، ضمن معرفی خود و نحوه مجروحیتش تصریح کرد: متولد سال 1345 در گرگان هستم از سال 51 که به مشهد آمدم دیگر خود را یک مشهدی گرگانی تبار می‌دانم. وی افزود: در 12بهمن ماه سال 1365 در عملیات کربلای 5 و در منطقه شلمچه درست در زمان تعویض خط پدافندی و برگشت از تعویض خط بر اثر اصابت انفجار گلوله توپ در نزدیکی خودرو حامل رزمندگان دچار مجروحیت 70 درصدی شدم. کول‌آبادی خاطرنشان کرد: از زمان مجروحیتم بارها و بارها عمل‌های جراحی متفاوتی انجام داده‌ام، یکی از عمل‌های جراحی که بر روی من صورت گرفت به علت شکستگی ستون فقراتم بود که سال 1371 در ایران این عمل با حضور یکی تیم 12 نفره از متخصصان پزشکی در بیمارستان ساسان تهران میسر شد. وی با بیان اینکه در تمام عمل‌های جراحی که داشته و خواستار این بوده است که به دست پزشکان زبردست ایرانی عمل شود، تاکید کرد: از سال 1371 تا سال 1376، 9 عمل جراحی بر روی من انجام شد، عمل هایی از جمله سیستوپلاستی، ستون فقرات و دیگر جراحی‌ها که خوشبختانه با موفقت آمیز بودن آنها امروز مشکلات کمتری نسبت به سال‌های گذشته دارم، البته در سال 1391 مبتلا به سرطان ریه شدم و پزشکان دیگر جوابم کرده بودند، ولی به لطف خداوند متعال و یاری ائمه اطهار(ع) با 6 جلسه شیمی درمانی و 72 جلسه رادیو تراپی این بیماری سخت را شکست دادم. این جانباز 70 درصد کشورمان با اشاره به اینکه در دوران بیماری‌هایش هرکسی به هر نحوی برایش دعا می‌کرده، خاطر نشان کرد: در دوران بیماری‌هایم مادر و همسرم بسیار سختی کشیدند، این عزیزانم در تمام جراحی‌هایی که داشتم در کنارم بودند و من را تنها نگذاشتند، شاید اگر آنها نبودند مسیر زندگی‌ من به شکلی دیگر رقم می‌خورد ولی با این حال خدا را در هر لحظه و هر شرایطی شکر می‌کنم که این عزیزان در کنار من هستند. کول‌آبادی با بیان خاطره‌ای از دوران رزم خود در میدان‌های جنگ تصریح کرد: اولین خطی که به آن اعزام شدیم واحد مخابراتی خط خندق بود، وقتی وارد خندق شدیم قرار بر این بود که زمانی که خط‌‌های پدافندی به عقب برمی‌گردند بعد از یک هفته تا ده روز خط‌های مختلف نیز تعویض نیرو شود، وقتی که آخر هفته یا به عبارتی زمان تعویض ما با نیروهای تازه نفس فرارسید، تمام نیروها به جز خط مخابراتی تعویض شدند. وی افزود: من 22 روز در دژی بودم که تنها با یک گونی پوشیده شده بود و در تمام مدت شبانه روز شاید کمتر از 3 تا 4 ساعت می‌توانستم بایستم چراکه باید در این مدت به وظیفه خود یعنی سیمبانی می‌پرداختم. جانباز 70 درصدی مشهدی با یادآوری خاطرات خود از دوران بستری در بیمارستان ساسان تهران بیان کرد: شاید اولین خراسانی بودم که برای بستری شدن به تهران اعزام شدم، در مدت زمان بستری بودنم در بیمارستان ساسان تهران این بیمارستان هیچ خدماتی به جانبازان ارائه نمی‌کرد و این در شرایطی بود که اکثر جانبازان به همراه خانواده خود برای بستری شدن مراجعه کرده بودند، فقط عده کمی از جانبازان سرافراز هشت سال دفاع مقدس بودند که تنها و بدون هیچ همراهی برای عمل‌های جراحی و طی کردن دوران نقاهت خود در این بیمارستان حضور داشتند. وی افزود: تنها خدمت و یا تسهیلاتی که این بیمارستان در آن زمان برای ما در نظر گرفته بود نیم کیلو شیرینی در طول یک هفته بود که از طرف روابط عمومی بیمارستان در میان جانبازان پخش می‌شد. کول‌آبادی گفت: من بعد از دیدن این نامهربانی‌ها و ناملایمتی‌ها بر این شدم تا حداقل برای بهتر شدن شرایط خود و دوستان جانبازم بتوانم کاری انجام دهم به همین دلیل بعد از نامه نگاری و تماس‌های متعدد با مسئولان ذی‌ربط رسیدگی به امور جانبازان کشور دفتر مقام معظم رهبری و نهاد ریاست جمهوری، خوشبختانه اتفاقات خوبی در زمینه ارائه تسهیلات به جانبازان در آن بیمارستان بعد از پیگیری‌های من و تعدادی از جانبازان رخ داد که موجب نقش بستن لبخند رضایت بر لب‌های جانبازان و همراهان آنها شد و این لبخند رضایت برای من و دوستانم بسیار ارزشمند بود. 

برچسب‌ها